نه شوق زیستن دارد نه میمیرد
پائیزم
من از تنهایی اشباء هم لبریزم
غروبی سرد وغمگینم
دلم دل نیست . دریا نیست
مرداب است
که موجی هم سراغش را نمی گیرد
که نوری هم به رخسارش نمی تابد
نه شوق زیستن دارد
نه میمیرد
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم مهر ۱۳۹۰ ساعت 22:52 توسط مریم حکیمی
|