023.jpg السلام عليك يا ابا عبدالله

او بدیده صحنه ای را در میان کودکی

او بدیده ضربه ی سیلی به روی صورتی

او بدیده زهرا را با گریه های بی کسی

او بدیده خون بابا در بهای بی کسی

او بدیده غربت خاک بقی را روی خود

او بدیده غربت عالم میان بیت خود

او ندارد همزبانی تا کند با آن سخن

بهر دل با خود بگوید هر کلام چندین سخن

او بدیده انتقام صحنه های کوچه را

پشت درب نیم  سوخته ، سینه ی فاطمه را